تبلیغات
تاریخ را پاس بداریم - ملکه ماندانا مادر کوروش کبیر
 
تاریخ را پاس بداریم
من با شکست شکست را شکست میدهم...کوروش کبیر

ماندانا نام دختر ایشتوویگو (تلفظ یونانی: آستیاگ)، پادشاه ماد است، که در زمان بارداری به زندان رفت و کوروش را از او گرفتند و به چوپانی دادند تا او را بکشد.

ماندانا از سوی مادری فرزند شاهدخت آرینیس از لیدیه بود. آریـِنیس دختر آلیاتِس دوم پدر قارون بود. قارون یا همان کرزوسهمان پادشاه لیدیه‌ای است که گنج و دارایی‌های او در ادبیات پارسی زبانزد است

 

معرفی

ماندانا یا ماندانای مادی (تولد حدود ۵۸۴ پیش از میلاد)، یک شاهدخت مادی بود، که بعدها به همسری کمبوجیه اول درآمد و ملکه او شد. وی مادر کورش کبیر، شاهنشاه ایران و مؤسس سلسله هخامنشی است.

ماندانا در تاریخ هرودوت

به گفته هرودوت، ماندانا فرزند ایشتوویگو، پادشاه ماد و پسر هووخشتره بزرگ بود، و آرینیس شاهزاده اهل لیدیه مادر او به شمار می‌آمد. آرینیس خود دختر آلیاتس دوم، پدر کرزوس شاه معروف لیدیه بود و بدین ترتیب آرینیس خواهر کرزوس محسوب می‌شد. با این حال، کریستین استفانی می‌گوید که آرینیس دختری بود که از مادری دیگر [به جز مادر کرزوس] بدنیا بود.

بر مبنای گزارش هرودوت، مدت کوتاهی بعد از تولد ماندانا، ایشتوویگو در عالم خواب، رویایی عجیب و غریب دید و آن رویا این بود که خواب دید از ادرار دخترش (ماندانا)، سیلی عظیم پدید آمد و این سیل آنقدر عظیم بود که سرتاسر آسیا را فراگرفت. او دربارهٔ این رویا به مشورت با یک مغ که تعبیر خواب می‌دانست، می‌پردازد و او ضمن تعبیر به وی هشدار می‌دهد که خوابش بدین معناست که فرزند ماندانا، حکومت وی را سرنگون خواهد نمود.

ایشتوویگو، به منظور جلوگیری از تحقق چنین نتیجه‌ای، ماندانا را برای یک شاهزاده هخامنشی که جزو رعایای خودش است، یعنی برای کمبوجیه اول، نامزد می‌نماید. کمبوجیه (کامبیز)، مردی است از خانواده‌ای خوب و آرام و مطیع، که از نظر ایشتوویگو، هیچگونه خطری برای تاج و تخت ماد به شمار نمیاید.

امّا ایشتوویگو برای بار دوم نیز، هنگامیکه ماندانا باردار بود، وی را در عالم رویا مشاهده نمود، در حالی که از درون رحم او، یک درخت مو می‌روید و به سرعت رشد می‌کند تا تمام جهان را فرامی گیرد. به همین دلیل ایشتوویگو، وحشت زده وفادارترین محرم اسرار بارگاه خویش، که هارپاگ نام دارد را، برای کشتن کودک برمی گزیند. با این حال، هارپاگ از بر زمین ریختن خون سلطنتی بیزار بود، کودک را، که همان کورش دوم (کورش بزرگ) بود، مخفی نمود و او را به چوپانی به نام میتراداتس سپرد.

سال‌ها بعد، کوروش به مخالفت و سرپیچی از پدر بزرگ خویش، ایشتوویگو پرداخت و او را به مبارزه طلبید، که این امر منجر به جنگ میان آنها گردید؛ جنگی که گرچه نخست کورش در آن توفیقی نداشت، اما بعد فرار هارپاگ از میدان جنگ به پاسارگاد، منجر به سرنگونی ایشتوویگو و تحقق پیش بینی‌هایی شد که از رویاهای وی برمی خاست.

ماندانا در سیروپدیای گزنفون

گزنفون نیز، در کتاب خود معروف به سیروپدیا(آموزش و پرورش کوروش)، به ماندانا اشاراتی کرده‌است. بر مبنای این روایت، ماندانا و پسرش کوروش، هنگامی که کورش سنین نوجوانی خویش را طی می‌کرد، به بارگاه ایشتوویگو مسافرت نمودند. کوروش، هنگامیکه در میان پسران حاضر در شکارگاه سلطنتی بود، پدر بزرگ خود را مسحور و شیفتهٔ خویش کرد، در حالی که ماندانا نزد شوهر خویش، در انشان بازگشت. این همان زمانی است که کورش، داستانی جعل نمود و برمبنای آن ادعا کرد که پدرش، کمبوجیه اول، بیمار است و وی باید برای دیدار با او، بازگردد. بعد از این ایشتوویگو نیز، بدنبال کوروش می‌آید و بدین ترتیب نبرد بوقوع می‌پیوندد.

مرگ

منابعی موجودند که تاریخ درگذشت ماندانا را در سال ۵۵۹ پیش از میلاد ثبت کرده‌اند. گرچه، این تاریخ، همان تاریخی است که بعنوان تاریخ مرگ شوهرش (کمبوجیه یا کامبیز اول) در نظر گرفته شده‌است، بدین ترتیب معلوم نیست که این تاریخ، تاریخ واقعی مرگ اوست یا تاریخی است که وضعیت او بواسطهٔ مرگ همسرش، از ملکه به ملکه مادر تغییر یافته‌است.





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :